أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )
54
فتوح البلدان ( فارسى )
او از ابو الاسود و او از عروه حديث درازى نقل كرد و گفت قريش با رسول الله ( ص ) صلح كردند بر اين قرار كه طرفين از اغلال و اسلال - و يا شايد گفت ارسال « 1 » - يك ديگر در امان باشند و هر كه به قصد حج يا عمره به مكه آيد يا به سوى يمن و طائف گذر كند در امان باشد و هر يك از مشركان كه به قصد شام و مشرق به مدينه آيد ايمن بود . نيز حكايت كرد كه رسول الله ( ص ) بنو كعب را در عهد خود داخل كرد و قريش بنو كنانه را كه حليف ايشان بودند در ميثاق خود وارد كردند . عبد الواحد بن غياث از حماد بن سلمه و او از ايوب و او از عكرمه روايت كرد كه بنو بكر از قوم كنانه در صلح قريش و خزاعه در صلح رسول الله ( ص ) بودند . پس بنو بكر و خزاعه در عرفه نبرد كردند و قريش بنو بكر را به جنگ افزار يارى دادند و آب و سر پناه براى ايشان فراهم آوردند . آنگاه دستهيى به دستهء ديگر گفتند : پيمان خود را شكستيد . آنان گفتند ما پيمان نشكستيم . سوگند به خداى كه ما به جنگ دستنيازيديم و فقط به ايشان كمك كرديم و آب و سر پناه فراهم آورديم . پس به ابو سفيان بن حرب گفتند برو و پيمان تازه گردان و ميان مردمان آشتى بر پاى دار . ابو سفيان به مدينه آمد و با ابو بكر ديدار كرد و به وى گفت اى ابو بكر پيمان تازه كن و ميان مردمان صلح بر قرار ساز . ابو بكر گفت با عمر ملاقات كن . وى نزد عمر رفت و به او گفت : عهد تازه گردان و ميان مردمان آشتى بر پاى دار . عمر گفت خداوند پيوندى را كه از اين عهد هنوز برقرار است بگسلد و هر چه را كه در آن تازه است منسوخ و كهنه سازد . ابو سفيان گفت سوگند به خدا كه شيخ
--> ( 1 ) . اغلال به معنى خيانت و اسلال به مفهوم دزدى است ، لكن اصالت واژهء سوم يعنى « ارسال » همان گونه كه از عبارات متن نيز بر مىآيد ، مورد ترديد است .